مردان آسمانی مسجدصاحب الزمان(عج)اهواز-هشتمین ستاره
شهیدبسیجی علیرضا حسابی در تاریخ 1/6/1365 درخانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.او که فرزند ارشد خانواده محسوب می شد تحت تربیت اسلامی و انقلابی والدینش قرار گرفت و نخستین جرقه های شهادت طلبیش را در همان دوران نوجوانی هنگامی که سال دوم راهنمایی را طی می کرد، بروز کرد.شهید علیرضا قبل از اتمام سال تحصیلی و موقع امتحانات آخر سال،کیفش را در خانه ی دوستش گذاشته و بدون خبر دادن به خانواده ، خود را به یکی از پایگاه های بسیج معرفی می کند که به دلیل علاقه جلب رضایت والدین به خانه برمی گردد و با صداقت تمام پدر و مادرپریشان خود را مطلع کرده و امضای آنها را خواستار می شود.
شهید حسابی علی رغم سن کم و قدنسبتا کوتاهش در آن زمان که تعلیمات نظامی را نیز برایش مشکل کرده بودند،ولی مدت 40 روزدر پادگان آموزشی(نزدیکی بهبهان)تحت تعلیم قرار گرفت و پس از ورزیده شدن حاضر به اعزام به جبهه گردید.
ایشان در عملیات والفجرهشت زخمی شدند ولی درجواب مادرش هنگام اولین دیدار گفتند که چیز مهمی نیست و در برابر اصرار مادرش که درس خواندن را همچون جنگیدن درجبهه می پنداشت ،می گفت:(اگر من و امثال من از میهن دفاع نکنیم پس نمی توان به ما گفت فرزندان انقلاب.)
به هر حال ترکش های آهنین در دست راستش خلل در اراده پولادینش پدید نیاورد و پس از بهبودی برای بار دوم از طریق پایگاه منتظران مهدی(عج) بسیج یزد خواستیهای مقیم اهواز به مدت 40 روز به جبهه اعزام شد.
شهید حسابی که توجهی به دنیای مادی نداشت و دلی به آن نسپرده بود تا بازگیرد،وجه مختصری را نیز که درجبهه به او داده بودند اصرا داشت تحویل مادرش بدهد ولی والدینش با خریدن یک موتور هندا که مورد علاقه ی او بود و نصیحت های آنها مبنی بر نرفتن به جبهه و بزرگ شدنش، بیش از20 روز مقاومت نکرد و متوجه شدند که موتورش را در منزل داییش گذاشته و برای بار سوم راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردیده است.
علیرضا حسابی که اینک تک تیرانداز ماهری بود ماموریتی در فاو بر عهده گرفت و بعد از چندین روز درگیری با متجاوزین بعثی در تاریخ 5/2/1364به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
شادی روح همه ی شهدا صلوات
***بسم رب الشهداء و الصدیقین***